ملیت :  ایرانی   -  قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد نهم)
سید یوسف فرزند بزرگ آیت‏اللَّه حاج سیدمحسن طباطبائى حكیم قدس‏اللَّه سرهما از آیات عظام و حجج اسلام نجف اشرف بوده است. مجله مكتب اسلام (12) سال سى‏ام مى‏نویسد روز بیست و هفتم رجب روز بعثت پیامبر گرامى اسلام در حالى كه مردم در صحن مطهر امیرالمؤمنین علیه الصلوه والسلام مشغول راز و نیاز و ابراز تهنیت و تبریك بودند ناگهان در سرتاسر شهر منتشر شد كه فرزند ارشد مرجع بزرگوار و فقیه عالیقدر حضرت آیت‏اللَّه العظمى حاج سید محسن حكیم، آیت‏اللَّه حاج سیدیوسف طباطبائى حكیم دعوت حق را لبیك گفت و جان به جان آفرین تسلیم كرد. انتشار این خبر غم و شادى را به هم آمیخت هر چند از دوران تسلط بعثیها عراق و بالاخص قسمت سوافل فرات روز خوش و شادى به خود ندیده بودند اما همین شادى كه با فرارسیدن بعثت منجى بشریت دست داده بود با غم و تلخى به هم آمیخت و تاثر و تاسف حوزه علمیه نجف و علماء بزرگ و بیوت علمى و دیگر طبقات را به خود گرفت. حاج سید یوسف حكیم رحمه‏اللَّه در سال 1322 هجرى قمرى در نجف اشرف دیده به جهان گشود و در دوران جوانى ادبیات و منطق و سطوح عالى را از اساتید متخصص حوزه علمیه نجف فراگرفته آنگاه از دروس خارج آیت‏اللَّه العظمى حاج سید محمدهادى میلانى و حاج شیخ حسین حلى و آیت‏اللَّه حاج آقا ضیاءالدین عراقى و والد ماجدش آیت‏اللَّه العظمى حاج سید محسن حكیم و آیت‏اللَّه العظمى خوئى مدظله العالى فقها و اصولا استفاده نموده تا به مدارج عالیه اجتهاد رسیده و در رشته سلوك و اخلاقیات از محضر عالم ربانى آیت‏اللَّه حاج سید على قاضى رحمه‏اللَّه بهره‏مند شده و به مقام معنویت نائل گردیده بود. مرحوم حاج سید یوسف در دوران مرجعیت گسترده والد بزرگوارش قسمتى از زحمات علمى مرجعیت را به دوش داشت و بررسى استفتاآت و پاسخ به اشكالات بر عهده او بود زیرا بر اثر حضور ممتد در درس مرحوم آیت‏اللَّه حكیم در صحن مقدس و مسجد هندى اقامه جماعت مى‏كرد و شیفتگان فقه و اصول را با تدریس خود بهره‏مند مى‏ساخت. وقتى والد ماجدش از دنیا رفت او با اصرار مردم بر نشر رساله و قبول مرجعیت روبرو شد ولى زهد و پارسائى او و وجود مرجع بزرگوارى چون حضرت آیت‏اللَّه العظمى خوئى مد ظله العالى (در حوزه علمیه نجف) باعث شد كه این مسئولیت را نپذیرفت. از بعضى از دانشمندان شنیدم كه چون آیت‏اللَّه العظمى حكیم رحلت نمود مرحوم حاج سید یوسف به واسطه داشتن محبوبیت و موقعیت خاص بین مردم عراق بالاخص مقلدین والد بزرگوارش، مواكب عزا و دسته‏جات و عشایر عرب از اطراف و اكناف كه براى شركت عزاء و تسلیت مراجع تقلید نجف و حوزه علمیه هزار ساله نجف و به ویژه بیت جلیل حكیم به نجف آمده بودند اطراف بیت و دارالعلم آن مرحوم جمع گردیده و پس از عرض تسلیت و سوگوارى خطاب به آن مرحوم كرده و فریاد مى‏زدند و حماسه مى‏كردند (سید یوسف قلدناك سید یوسف قلدناك) یعنى اى آسید یوسف ما شما را تقلید مى‏كنیم و پس از پدر بزرگوارت رجوع به شما نموده و رشته تقلید شما را به گردن خود بسته‏ایم. پس آن مرحوم براى قداست نفس و تزكیه روح و پاكى طینت و تهذیب اخلاقى كه ذاتا داشت و از استادش مرحوم آیت‏اللَّه قاضى آموخته بود. از آنان تشكر نموده و فرمودند اما با بودن مجتهد و مرجع تقلیدى چون آیت‏اللَّه العظمى حاج ابوالقاسم خوئى دامت بركاته مرجعیت به مانند من نمى‏رسد همه باید به ایشان رجوع كنیم. مصائب وارده بر آن مرحوم نگارنده گوید: بزرگى روح و عظمت نفس و معنویت آن بزرگوار از صبر و ثبات و استقامت و پایدارى آن مرحوم در برابر مصائب وارده و آزار و شكنجه‏هاى روحى كه از ناحیه بعثیها و صدام تكریتى لعنهم اللَّه معلوم مى‏شود زیرا اگر یكى از آنها بر كوه وارد مى‏شد آن را متلاشى كرده و از پاى درمى‏آورد اما بنابر فرمایش حضرت امام محمدباقر صلوات اللَّه علیه «الكمال كل الكمال، التفقه فى الدین و تقدیر المعیشه والصبر على النائبه» چون به كمال و تمام كمال نائل شده بود به گفته بیانیه مكتب اسلام. در دوران زندگى خود فشارهاى سختى از جانب حكومت بعث عراق متحمل شد حتى در بیست و هفتم ماه رجب 1403 قمرى همه خاندان آیت‏اللَّه حكیم را از پیر و جوان با وضع فجیعى دستگیر كردند و به بغداد فرستادند و پس از مدتها بازداشت گروهى از آنان از جمله مرحوم حاج سید یوسف آزاد شده و در بیمارستان بسترى شد و از آن به بعد ماموران امنیتى لحظه‏اى اطراف بیت او را ترك نكردند و حتى نزدیكترین افراد به ایشان نمى‏توانستند با وى تماس بگیرند. داغهاى جانفزاء آن مرحوم مرحوم حاج سید یوسف قدس‏اللَّه سره پس از بازگشت از بغداد و محصور شدن بعثیها مصائب و داغهاى پیاپى دیده و تحمل نموده‏اند كه از آنهاست شهادت دو تن از فرزندان جوان و فاضلش بنام 1- حاج سید كمال حكیم 2- حاج سید وهاب حكیم و شهادت چند تن از برادران گرامیش كه در یك روز در بغداد خراب از طرف حكومت ظالمانه بعث به فیض شهادت رسیدند به نامهاى یاد شده: 1- آیت‏اللَّه حاج سید عبدالصاحب حكیم. 2- حجةالاسلام حاج سید علاء حكیم. 3- حجةالاسلام حاج سید محمدحسین حكیم قدس‏اللَّه اسرارهم و لعن‏اللَّه اعدائهم و قاتلیهم. و پس از چند سال برادر مبارز دیگرش مرحوم آیت‏اللَّه زاده حاج سید مهدى حكیم را كه همواره مورد تعقیب بعثیها و از وطن و زادگاهش آواره بود در یكى از كشورهاى آفریقائى (سودان) ترور و شهید كردند كه جنازه‏اش حمل به قم و در جوار حضرت معصومه علیهاسلام در مسجد بالاسر مدفون گردید. و آن مرحوم همواره تحت نظر مامورین بعث بوده و چند بار مى‏خواستند كه ایشان را به بغداد منتقل كنند كه با اعتراض شدید آیت‏اللَّه العظمى خوئى مد ظله مواجه شده و منصرف از انتقال ایشان شدند. رحلت آن بزرگوار سرانجام آن فقیه نبیه و شخصیت بزرگ علمى و دینى در روز بیست و هفتم رجب 1411 قمرى در سن هشتاد و چهار سالگى در نجف اشرف در حالیكه شهرهاى عراق زیر بمباران نیروهاى چند ملیتى به سركردگى امریكا بودند و هزاران زن و كودك و پیر و جوان بر اثر این بمبارانها جان مى‏باختند. با دلى پر از غصه و اندوه از دنیا رفته و به نیاكان پاكش پیوست. آثار علمى آن مرحوم 1- بحث حول علم الاجمالى 2- خیارات 3- ابحاث فى التفسیر این آثار را برخى از ارباب فضل از شاگردان ایشان به نام حاج سید محمدصادق حكیم و آقا سیدطاهر احسائى به رشته تحریر آورده‏اند.